ابراهیم راه برنامه نویس شدن خودت باش

تو به عنوان خواننده این مقاله ممکن است مثل من در ۱۹ سالگی، در گیر و دار پیدا کردن راهی برای برنامه نویس شدن باشی.

عکس زیر وصف حال من در همان زمان است.

زمانی که برای برنامه نویس شدن خودم را سر چند راهی می دیدم.

سابقه راه هایی که به ذهنم می رسید نشان می دهد که آن راه ها یا من را به مقصد نمی رساند.

یا با اندک احتمالی قرن ها طول می کشید تا به مقصد برساند.

آن موقع ها یک دستم به گوگل و یک دستم به تلفن بود تا از این و آن بپرسم:

چه راهی برنامه نویس شدن “درست تر” است ؟

شاید برای تو هم پیش آمده باشد که آنقدر عاشق برنامه نویس شدن باشی که با هدف برنامه نویس شدن بخواهی به دانشگاه بروی.

برای اینکه بتوانم بهترین رشته ای که می توانست من را برنامه نویس کند پیدا کنم، کلی سر نخ جمع کردم.

مثلا یادم می آید وقتی بعد از کنکور می خواستم انتخاب رشته کنم، رشته مهندسی نرم افراز و IT رشته های خیلی معروفی بودند.

من هم  مثلا زرنگی کردم و رفتم چارت درسی رشته هایی که واحدهای برنامه نویسی داشتند را زیر و رو کردم.

گرچه چارت های آن زمان را نتوانستم پیدا کنم، اما همین چارت های بروز هم تفاوت زیادی پیدا نکرده اند.

عکس های زیر واحد های درسی رشته ی نرم افزار را نشان می دهد

 

 

 

رشته IT هم به شکل زیر قرار است برای برنامه نویس شدن به تو کمک کند

 

 

دست کم اکر نمی توانستم از اسم درس هایی مثل طراحی الگوریتم سر در بیاورم، اما اسم برنامه سازی پیشرفته حس  عجیبی به من میداد.

تصور می کردم با این درس همه چیز را یاد خواهم گرفت و فکر می کردم با خواندن آنها چه خواهد شد.

یک جورهایی امیدوارم می کرد که موفق خواهم شد.

آن زمان سخت افزار کم کم اسم و رسمش را از دست داده بود، و اصلا به اسمش نمی خورد که در این رشته هم برنامه نویسی یاد بدهند.

ولی خب در سر فصلهایش برنامه نویسی هم بود

مهندسی تکنولوژی هم در بین این رشته ها بود و درس هایی که برای برنامه نویسی آموزش می داد به شکل زیر بود:

 

اما جدیدا علاوه بر این رشته ها، دو گرایش دیگر به نام های رایانش امن و معماری سیستم های کامپیوتری وجود دارد.

که در بین درس های آن ها درس هایی که در چارت های بالا میبینی نیز وجود دارد.

علاوه بر این آپشن ها ، علوم کامپیوتر هم رشته ای بود که می توانستم برای برنامه نویس شدن انتخاب کنم.

و تقریبا در انتخاب رشته ام، در هر دانشگاهی که خوشم می آمد این رشته ها را انتخاب می کردم.

آخر سر هم IT شهر خودمان قبول شدم.

خلاصه وارد دانشگاه شدم و مسیر رویای برنامه نویس شدن شروع شد

۴ سال، هر ترم این جمله را با خودم تکرار می کردم !

“هنوز چند درس دیگر باید یاد بگیرم تا برنامه نویس شوم”

تا اینکه به آخر دانشگاه رسیدم گرچه درسی نمانده بود که پاس کنم اما هنوز خبری از برنامه نویس شدن هم نبود

  • برنامه نویسی مقدماتی و پیشرفته
  • طراحی الگوریتم
  • بانک اطلاعاتی
  • مهندسی نرم افزار

و چند کارگاه درس هایی بودندکه اغلب برای آموزش برنامه نویسی در دانشگاه ها تدریس می شدند.

در این میان چند درس دیگر مانند ساختمان داده ، ساختمان گسسته و زبان های ماشین گذاشته اند تنگ چارت درس ها.

خب با یک نگاه سرانگشتی می شود گفت:

حدود ۲۵ واحد پاس کردم تا در دانشگاه بعد از ۴ سال برنامه نویس شوم.

درس هایی که دانستن آنها شاید با احتمال ۱ در ۱۰۰۰ به من کمک می کرد تا برنامه نویس شوم.

اما مجبور بودم آن ها را بخوانم و پاس کنم.

بعلاوه، بعد ار ۴ سال متوجه شدم:

 فرقی نداشت برای برنامه نویس شدن کدام رشته را انتخاب می کردم

حس خوبی نداشتم .

می خواستم بیینم فقط من بودم که اینطور به نتیجه نرسیده ام یا بقیه هم همینطور بودند .

برای پیدا کردن جواب سوال هایم به سراغ افرادی رفتم که در همین دانشگاه ها وقت و هزینه اشان را مصرف کرده کرده بودند.

با آنها صحبت کردم و حالا می خواهم پاره ای از صحبت های آن ها را با هم بشنویم.

اولین نفر عشق خودش به برنامه نویسی را اینطوری توصیف کرد:

از ایشان در مورد دانشگاه و ایده هایش پرسیدم :

در ادامه صحبت از نحوه تدریس اساتید در دانشگاه شد

پرسیدم چرا برنامه نویسی را ادامه ندادی ؟

و این شد که متوجه شدم:

همیشه اول داستان یک عشق وجود دارد مثل عشق به برنامه نویس شدن

به خاطر آن دست به کارهایی میزنی که شاید مسیر اشتباهی برای رسیدن به آن انتخاب کنی.

مثلا:

اگر ایده ای داری که می تواند نیاز دیگران را برطرف کند اما دیگران به تو می گویند عملی نیست، دلیلش را بپرس !

شاید آنها درک نکنند که تو می خواهی چه کاری انجام دهی.

این دلیل نمی تواند برای دود شدن و به هوا رفتن ایده هایت کافی باشد.

شاید بپرسی چطور ایده ام را اجرا کنم ؟

یک راه برای اینکه ایده هایت را نجات بدهی و به نتیجه برسانی این است که آن را به قسمت های کوچک تری تبدیل کنی که به تنهایی بتوانی آن ها را اجرا کنی.

با این کار دیگران و افرادی که برای اجرای ایده ات به آنها نیاز داری، ایده ات را باور می کنند.

و تصمیم می گیرند که با تو در موفقیتت شریک شوند.

اینطور می توانی راه اجرایی کردن فکرهایت را هموار کنی.

و یا :

با مشتری ات به مشکل بر می خوری

مشکلات ، اختلاف نظر، اختلاف سلیقه در هر تجارتی هست.

گاهی یک اختلاف کمرنگ می تواند به دعوا و شکایت برسد.

اما برای اینکه وقتت را تلف این بازی های بی سر و ته نکنی باید چکار کنی ؟

باید ها و نباید هایی بین تو ومشتری ات وجود دارد که مشخص کردن آنها باعث می شود مشکلی پیش نیاید.

یا اگر پیش آمد بتوانید مسالمت آمیز مشکل را حل کنید.

با همین کارها و مسیرهای نادرستی که من و تو می رویم عمر گران می گذرد.

و گاهی از سر ناچاری ممکن است عشقمان را ول کنیم و برویم.

 

خب این حرف ها شاید وسط این داستان باعث شود بگویی تو که لالایی بلد بودی چرا خوابت نبرد.

اما این ها را درست زمانی متوجه شدم که دیگر برای برنامه نویس شدن  راهی نمانده بود که نرفته باشم.

برگردیم به داستان اصلی که داشتم تعریف می کردم، همان راه هایی که برای برنامه نویس شدن رفتم…

شرکت در کورس های ایرانی برای برنامه نویس شدن

مثلا یکی دیگر از این راه ها، کورس های ایرانی بود که قبلا ماجرای آن ها را تعریف کرده ام.

در این کورس ها هم شرکت کردم به این امید شاید راه نجاتم همین دوره ها باشند.

اما در پایان این کورس ها چیزی نبود جز جمله ی “این بار هم نشد که”😫

دلیلش هم این بود که این کورس ها فرق چندانی با دانشگاه نداشت.

یعنی یجورهایی فقط درس های عمومی که در دانشگاه خواندم را نداشتند.

و بنظر من این بزرگترین مزیت آن ها بود چون دیگر لازم نبود درس های بی ربط را پاس کنیم.😂

۲۳ سالم بود که از اینور و آنور شنیدم که:

کورس های خارجی برای برنامه نویس شدن خیلی بهتر هستند

کورس های خارجی چه موقع به سراغ تو می آیند

دقیقا وقتی که در جایی که جمع برنامه نویس های نتیجه نگرفته از دوره های ایرانی جمع است.

و یا در گروه های تلگرامی یک سوال می پرسی و آن سوال این است :

برای برنامه نویس شدن نمی دانم چکار کنم !

اعضای گروه ها معمولا دانشگاه ، دوره های ایرانی و خارجی به تو پیشنهاد می دهند.

مثلا برای من اتفاقات زیر افتاد:

Udemy سایت معروفی بود و تقریبا اولین سایتی بود که برای هر دوره ای به سراغ آن می رفتم.

این بار هم یک دوره سی شارپ انتخاب کرده بودم.

امتیاز آن ۴٫۵ از ۵ بود و جزء دوره های دهن پر کن به حساب می آمد.

۱۷۴۲۱ نفری که در این دوره شرکت کرده بودند با زبان بی زبانی به من می گفتند که این دوره، یک دوره محبوب است.

با این آمار و ارقام احتمالا تو هم وسوسه می شوی تا از سرفصل های این دوره سر در بیاوری.

عکسی که از سرفصل های آن برایت گرفته ام:

این عکس نشان می دهد:

چیزهایی که یاد خواهی گرفت مفاهیم مربوط به زبان C# خواهد بود.

مثل: متغیر ها ، شرط ها، حلقه ها، آرایه ها، مفاهیم شی گرایی – لینیکو – چند نخی و …

به علاوه ساخت بازی با استفاده از unity .

وقتی به سرفصل ها نگاه می کردم می گفتم:

خدایا من که شرط ها ، متغیر و حلقه را می دانم چی هستند پس چرا نمی توانم کد بزنم؟

حتما شی گرایی را خوب متوجه نشدم.

و شروع می کردم از اول به تماشای دیدن این فیلم ها.

ولی آموزش دیدن همان بود و احساس پوچی داشتن همان.

نمی خواهم تو دیگر مسیری که من رفتم را بروی.

پس برایت ۱۰ تا آموزش دیگر می آورم که ببینی همه اشان همین ها را یاد می دهند.

دوره دیگری که به تو نشان خواهم داد یک دوره بسیار ساده در مورد معرفی سی شارپ در سایت https://www.edx.org

است که سرفصل های زیر را دارد:

 

 

گرچه این دوره یک دوره بسیار ساده و رایگان است.

اما سرفصل های آن دارای موارد بسیار ساده و تکرار مواردی است که در دوره های دیگر می بینی.

مثل : متغیر ها و انواع داده ای، متد ها، آرایه ها و حلقه ها، کلاس و آبجکت

یعنی مشترکات دوره اول و دوره دوم چه چیزهایی است ؟ آن ها را در یک جدول نوشته ام

 

دوره اول دوره دوم
متغیر متغیر ها
شرط انواع داده ای
حلقه ها متدها
آرایه ها آرایه ها
شی گرایی کلاس و آبجکت
لینکیو
چند نخی

 

در سایت دیگری به نام پلورال سایت هم به دنبال دوره برنامه نویسی سی شارپ گشتم.

در این سایت اکثر دوره های سی شارپ بر روی یک مورد خاص تمرکز شده است.

این شکل در مورد دوره ای صحبت می کند که برروی Event ، Delegate ، Lambdas تمرکز دارد و دارای سرفصل های زیر است:

این هم از این .

در میان این کورس ها، کورس های معروفی مثل دوره MCSD مایکروسافت هم هستند که از دور چشمک می زنند.

طبق مستنداتی که microsoft it academy certification roadmap ارائه می دهد دوره های Development به شکل زیر است.

خب و اما این مسیر چه می گوید؟

۴ راه جلوی پای تو قرار می دهد :

  • Windows store apps using HTML
  • Web Applications
  • Windows store app using C#
  • Application Lifecycle Management

که مسیر دریافت گواهینامه هرکدام از دوره ها را نشان می دهد.

اما نکته قابل توجه این است که هرکدام از این ۴ مسیر را بخواهی انتخاب کنی حتما باید از مرحله MTA عبور کنی.

 MTA در راه برنامه نویس شدن چه فایده ای برای تو دارد ؟

 

 

MTA در واقع مفاهیم پایه و بنیادی را به شما آموزش می دهد.

این دوره و آزمون MTA اجباری نیست.

اما اگر برنامه نویسی بلد نباشی حتما باید این دوره را بگذرانی.

همچنین اگر بخواهی در مایکروسافت کار کنی باید این دوره را بگذرانی.

حالا برگردیم به سرفصل های بالا.

از بین آن ها قسمت web Application به چیزی که من و تو می خواهیم نزدیک تر است.

بنابراین سرفصل های آن را بررسی می کنیم.

پس از گذراندن این مراحل به تو آفرین می گویند.

چون تو موفق به اخذ گواهینامه MCSD خواهی شد.

البته این دوره در ایران سه دوره MCSE هست که معادل MCSD خواهد بود.

جلوتر به تو خواهم گفت چرا از MCSD صحبت کردم.

دوره NIIT هم در راه برنامه نویس شدن قصد کمک دارد

یادم می آید زمانی که تازه دانشجو شده بودم یکی از همکلاسی هایم در یک آموزشگاه در آبادان، معلم کامپیوتر بود.

تقریبا ۷، ۸ سال پیش از دوره ای به اسم NIIT حرف می زد.

میگفت اگر شرکت کنی سیر تا پیاز برنامه نویسی را یاد خواهی گرفت.

هیچوقت در آن دوره شرکت نکردم چون فکر می کردم خودم می توانم برنامه نویسی را یاد بگیرم.

به هر حال از این حرف ها که بگذریم بد نیست ببینیم چه سرفصل هایی در این رشته هست.

سری به سایت Niit.com زدم و اطلاعات زیر را پیدا کردم

این سایت در قسمت college در بخش IT دو کورس ارئه کرده است که به شکل زیر است:

Full Stack Software Engineering

 

دوره مهندس نرم افزار fullstack ، سه ترم دارد.

که مواردی مثل شی گرایی، ساختمان داده و الگوریتم، پایگاه داده برنامه نویسی جاوا و C++ و …

چند مورد دیگر هم در این آموزش وجود دارد که در عکس زیر نشان داده شده است .

بعد از اینکه این دوره تمام شد تو باید بتوانی با استفاده از java ، اپلیکیشن های تحت وب را توسعه بدهی، Front-End و Back-End را توسعه بدهی.

همچنین علم توسعه نرم افزار را بدانی.

GNIIT

NIIT دارای یک دوره دیگر هم می باشد به نام GNIIT که به مدت ۳۴ ماه طول می کشد و ۷ ترم دارد.

این دوره که به صورت آنلاین برگزار نمی شود و فقط در هند برگزار می شود دارای سرفصل های زیر است:

نزدیک به ۹۰ درصد از این دوره صحبت های مربوط به تکنولوژی است.

و فقط چند سرفصل متمایز مثل  problem solving دارد که می توان به عنوان مزایای این دوره از آن یاد کرد.

و در نهایت افرادی که از این دوره بیرون می آیند باید دارای سه مهارت زیر باشند:

  • توسعه دهنده اپلیکیشن های موبایل
  • توسعه دهنده برنامه های سازمانی مثل CRM
  • توسعه دهنده برنامه های رایانش ابری

یک ذهنیت خطرناک در راه برنامه نویس شدن

خب حالا با دوره MCSD ، GNIIT و Full Stack Software Engineering NIIT آشنا شدی می خواهم یک ذهنیت خطرناک را به تو نشان دهم.

قسمتی که برای تو هایلایت کردم را وقتی پیدا کردم که توی نت  در مورد MCSD گشت و گذار می کردم.

ولی چرا برچسب خطرناک به آن زدم ؟

وقتی کسی می گوید:

برای برنامه نویس شدن باید همه چیز را بدانی

این طور عکس العمل نشان می هم :

بدیهی است که اگر این تفکر را داشته باشی هیچوقت برنامه نویس نمی شوی.

همین نوع جمله ها و افکار است که تو و من را به سمت دوره هایی مثل  MCSD و NIIT سوق می دهد که فقط و فقط کلی دانش در مغزمان میریزند.

بی آنکه به این فکر کنند برنامه نویس شدن بدون درآمد دلت را خواهد زد.

هر وقت به یک دوره پر از سرفصل های متفاوت برخوردی چند سوال از خودت بپرس ؟

  • آیا من از این همه اطلاعات استفاده خواهم کرد ؟
  • در این لحظه این حجم انبوه اطلاعات چه سودی برای من خواهد داشت ؟
  • این همه اطلاعات به چه درد من خواهد خورد ؟

دوست من “یادگیری” هیچوقت تمام نمی شود.

اما هرچیز را باید در سر جای خودش، در زمان مناسب خودش، یاد بگیری.

گرفتن گواهینامه های مایکروسافت یا NIIT و یا هر دانشگاهی برای هر کسی افتخار و دلگرمی است.

اما آیا واقعا تو را به هدفت می رساند ؟

سوال دیگری که از خودت می پرسی این است که:

“آیا من میخواهم دانشمند بشوم یا می خواهم برنامه نویسی را به عنوان شغلم انتخاب کنم”؟

این همه علم و دانش را کسب کردم حالا چطور در آمد بدست آورم ؟

مساله ریز و ظریفی که از خواندن سرفصل های این دوره متوجه شدم این بود که:

این مطالبی که در این دوره های مشابه با هم تکرار شده اند چطور می خواهد به برنامه نویس شدن تو کمک کند ؟

اینکه بدانی متغیر چیست و چه نوع داده ای برای ذخیره یک مقدار استفاده می شود بسیار مهم است.

مثلا به تو کمک می کند با انتخاب نوع داده ای درست فضای کم تری از حافظه را اشغال کنی.

برنامه سبک تری تولید کنی اما یک سوال مهم پیش خواهد آمد.

این سوال مهم این است که:

دانش هایی از این جنس چطور می تواند پیچیدگی مسائل و مشکلات مشتری ات را حل کند ؟

بیا و فرض کن تو برنامه نویس هستی و مشتری تو یک پزشک است.

این پزشک همیشه نوبت جراحی بیمارانش را فراموش می کند و یا آن ها را قاطی می کند.

تو چطور مشکل این پزشک را با یک نرم افزار حل خواهی کرد ؟؟؟

ته ته داستان تو سینتکس نوشتن if و for را یادگرفته ای و می توانی لقب کد نویس را برای خودت انتخاب کنی!

تنها دانشی که به تو کدنویسی یاد دهد، تو را برنامه نویس نمی کند.

بدان که این آموزش ها چیزی به جز قیمت بیشترنسبت به دوره های کشور خودمان ندارند.

در مورد من اما ، این قصه سر دراز داشت .

این دفعه هوای خارج از کشور رفتن به سرم افتاده بود .

حس می کردم برنامه نویسی زورش را به رخم می کشد.

پس تصمیم به رفتن گرفتم تا هرجور شده به خودم ثابت کنم چنین چیزی وجود ندارد.

قبل از اینکه به سراغ دانشگاه های خارج بروم یک سر به گوکل زدم.

از نظر گوگل، تاپ ترین دانشگاه های برنامه نویسی در لیست زیر قرار دارند:

  • انستیتوی فناوری ماساچوست در کمبریج ، کارشناسی ارشد
  • دانشگاه کارنگی ملون در پیتسبورگ
  • دانشگاه استنفورد در استانفورد
  • دانشگاه کالیفرنیا – برکلی
  • دانشگاه تگزاس در آستین
  • دانشگاه پرینستون
  • دانشکده فنی بلک هاوک
  • انستیتوی فنی داکوتای غربی

خواستی دانشگاه های خارج از کشور را بروی لیست بالا را یادت نرود 😉

اگر موافق باشی گزینه اول را به عنوان نمونه برای تحقیق در مورد دوره هایی که دانشگاه های MIT ارائه می دهند، را نگاهی بیاندازیم.

در جست و جوها به سایتی با آدرس MIT OpenCourseWare رسیده ام که نشان می دهد سالانه افراد زیادی از جاهای مختلف دنیا در دوره های این سایت شرکت می کنند.

اما سایت ocw.mit.edu در مورد برنامه نویس شدن چه می گوید؟

این بار یک دوره در مورد جاوا را بررسی کردم:

دوره معرفی شده یک دوره برای آموزش اصول زبان برنامه نویسی جاوا بود.

و برای افرادی طراحی شده بود که دارای تجربه برنامه نویسی داشتند.

هرچند که در توضیحاتش نوشته بودند اجازه می دهند افراد علاقه مند به برنامه نویس شدن هم  در این دوره شرکت کنند 😅

عکسی که از دوره گرفتم شکل زیر بود:

و باز هم همان موارد.

تا دلت بخواهد از این دوره های دانشگاهی و آزادی که برنامه نویسی یاد می دهند سر راه من سبز شدند.

برای اینکه این جست و جو را تمام کنم و رشته های دانشگاهی که کم و بیش معادل رشته های دانشگاهی خودمان بودند از دستم در نرود ریز نگاهی به آنها انداختم.

مثلا

رشته Computer Science & Engineering

این رشته شبیه رشته علوم کامپیوتر خودمان است.

در ترم سوم این رشته درسهای ساختمان داده و آزمایشگاه ، مبانی برنامه نویسی و آزمایشگاه آن آموزش داده می شود.

 

و در ترم پنجم مدیریت پایگاه های داده و طراحی و آنالیز الگوریتم ها قرار دارد.

 

 

مهندسی نرم افزار، مباحث UML ، آزمایشگاه مدیریت سیستم پایگاه داده هم در دیگر ترم ها تدریس می شوند.

پر واضح بود که این درس ها همان درس هایی بودند که در دانشگاه های خودمان تدریس می شدند.

این همه سرچ کردن و وقت گذاشتن،

این دانشگاه و آن دانشگاه را ببین همه در حالی بود که متوجه شده بودم در دانشگاه چیزی به ما یاد نمی دهند.

اما باز هم دانشگاه رفتن و هزینه اش را قبول می کنیم تا بتوانیم یک مدرک بگیریم، شاید روزی این مدرک به کار آید.

در آخر حقیقتی که روشن شد این بود که من با این چیزها برنامه نویس نمی شوم.

در گپ هایی که با دوستان زدم به نتیجه های دیگری هم رسیدم.

در میان دوستانی که با آنها صحبت کردم که به یک فرد موفق در حوزه برنامه نویسی برخوردم و سوالهایی پرسیدم.

مکالمه از علاقه مند بودن به برنامه نویس شدن شروع شد.

از لا به لای حرفهاش مشخص بود که دیوانه وار عاشق برنامه نویسی بوده.

اینطور که تعریف می کرد از صبح برنامه نویسی می کرده تا وقتی که ۵ عصر به خودش می آمده و می دیده که کلی از زمان صبحانه و نهار گذشته است.

به همین دلیل برنامه نویسی را به عنوان راه کسب درآمد انتخاب می کند.

شروع می کند به حرفه ای کار کردن و در حال حاضر از آن درآمد دارد.

پرسیدم دانشگاه چطور به شما کمک کرد و نظرش را به شکل زیر گفت:

و در ادامه در مورد اساتید دانشگاه و نحوه آموزش برنامه نویسی در دانشگاه را توضیح می دهد:

سوال بعدی این بود که دانشگاه ذهن شما برای ساخت برنامه ها و نرم افزارهای تجاری آماده کرد؟

(بشنوید از افرادی که برای استخدام شدن به ایشون مراجعه می کنند)

وقتی می دیدی چیزی توی دانشگاه به شما یاد نمیدن چه حسی داشتی ؟

چرا کسب و کار خودت را، راه نیانداختی ؟

اگر بخواید از شرکت و محصولتون کسب درآمد کنی چه کار می کنی ؟

افرادی که می خواهند از برنامه نویسی پول در بیاورند چه کاری می کنند ؟

به عنوان سوال آخر کسی می تونه با آموزش هایی که توی دانشگاه میبینه برنامه نویس بشه ؟

خاطره اولین پروژه نرم افزاری اش را هم تعریف کرد:

تکلیف دانشگاه در صحبت های ایشون از همان “انصراف دادن” روشن است .

میبینی که یک شخص از دانشگاه انصراف داده توانسته است مدیریت آی تی و برنامه نویس یک شرکت باشد.

اما در سرش رویای بزرگتری از برنامه نویس شدن دارد

گاهی به نتیجه نرسیدن در بازار نرم افزار به این دلیل نیست که تو برنامه نویسی بلد نیستی.

این “به نتیجه نرسیدن” می تواند از جاهای مختلفی آب بخورد.

مثلا با دوستی صحبت کردم که برنامه نویسی را خوب بلد بود و مشغول به کار هم بوده است اما به دلیلی که در صوت زیر گفته می شود، به نتیجه نرسیدند :

اما برویم از اول داستان با هم بشنویم.

چجوری وارد دنیای برنامه نویسی شدید؟

واحدهای دانشگاهی چطور بودن ؟

اساتید دانشگاه چطور به شما کمک کردن ؟

چطور وارد بازار کار شدید؟  عاقبت افرادی که بدون انتخاب درست وارد بازار کار می شوند.

گم شدن در دنیا بیزنس در دنیای نرم افزار

شرایط کارمند بودن در ایران و خارج از کشور چه فرقی داره با هم

تفاوت کارمند بودن با شرکت داشتن

چرا تصمیم گرفتید از ایران برید ؟

چرا خودتون کسب و کار راه نمی اتدازی (خارج از کشور)

چطور بقیه می تونن شرکت بزنن و نگران مالیات نیستن ؟

جالب این جاست که نکته کلیدی را در صحبت هایش می گوید.

در صورتی می توانی یک شرکت تاسیس کنی که به دنبال یک ایده خاص بگردی، ایده ای که مشتری داشته باشد.

و بعد از آن شرکت بزنی. پس :

ایده ها  و مشتری ها ،  یک چرخه است.

 

 

یعنی نمی شود بی هدف، بدون داشتن ایده خاص،  شرکت زد و پول در آورد.

و یکی از دلیل های شکست شرکت های نرم افزاری که راه اندازی می شود همین است.

چه چیزهایی برای راه اندازی یک سرکت نرم افزاری نیاز داری ؟

تیم همدل را انصافا خوب اشاره می کند.

یک جورهایی اگر تیم همدل و سازگار نباشد کار جلو نمی رود.

کار که جلو نرود احتمالا محصول آماده نمی شود یا دیر آماده می شود.

محصول درست و درمان نباشد، مشتری ناراضی می شود و در نهایت فروش پایین می آید.

فروش که پایین بیاید احتمالش بالا است که مجبور شوی شرکت را تعطیل کنی و بروی سراغ کارهای دیگر.

و جمله “شرایط راه انداختن کار آسان است، اما شرایط در کار باقی ماندن سخت است ” از آن جمله هایی است که باید قاب کرد و به دیوار زد.

اما چطور می شود شرایط راه را هموار کرد ؟

جواب واضح است، چرخه ایده ها و مشتری ها.

زمانی که چرخه ایده ها و مشتری ها فعال باشد، در کار باقی خواهی ماند.

ضمن اینکه بعد از مدتی، دستت خواهد آمد که چطور می توانی چرخه را فعال نگه داری.

در صحبت هایش به “سرمایه اولیه اشاره می کند”.

جالب بود و پرسیدم سرمایه اولیه را برای چه کار هایی نیاز داری ؟

آیا “بدون داشتن سرمایه اولیه برای خودت یک شرکت دست و پا کنی” ایده غیرممکنی به نظر می رسد ؟

فرض کنیم

می خواهی میز ، صندلی، کامپیوتر بخری .

می خواهی که جایی را اجاره کنی و پول آب و برق و این چیزها را بدهی.

کارمند استخدام کنی و به آن حقوق بدهی.

اما دوست من فرض کن سرمایه اولیه را هم جور کردی ، تمام موارد بالا هم فراهم شد بعدش چه خواهی کرد ؟

سرمایه ای که داری تمام می شود و می رود.

تو مانده ای با کارمندهایی که باید به آنها حقوق بدهی.

آیا پولی وارد شده است که بتوانی نیاز ها را بر طرف کنی ؟

پول چه زمانی وارد می شود ؟

در واقع زمانی که چرخه ایده و مشتری فعال باشد و تو بتوانی محصولی بفروشی پول وارد کسب و کار تو می شود.

یکجورهایی چرخه ایده و مشتری تکه گم شده کسب و کارهایی است که راه اندازی شده اند و شکست خورده اند.

پس پیش از شروع یک کار “ایده و مشتری های آن ایده” را پیدا کن.

درست مثل چیزی که دوستمان در ویس زیر به زبان خودمانی تر می گوید

با این گپ و گفت ها و چرخ زدن بین این دوره ها، کم کم متوجه شدم که همه ما چقدر ابراهیم وارانه  این راه ها را رفته ایم .

درست مثل زمانی که ابراهیم خورشید و ماه را پرستید تا به خدایش برسد،

ما هم بین دانشگاه و راه های مختلف گشتیم تا به برنامه نویس شدن برسیم.

رسیدیم یا نرسیدیم ،یادمان باشد که برنامه نویس شدن فقط یک روی سکه است.

آن روی دیگر سکه بیرنس است که بالا و پایین هایی دارد.

و البته که اولین قدم برای اینکه بتوانم از برنامه نویسی خوب پول در بیاورم این است که برنامه نویس خوبی شوم.

برای پیدا کردن راه حل ها و جواب سوال هایت می توانی در وبیناری که عکسش را گذاشته ام شرکت کنی.

برای اینکه در مورد این وبینار بیشتر بدانی روی دکمه زیر کلیک کن:

5 پاسخ
  1. سلام
    سلام گفته:

    سرکار خانم بشیر
    با اهداء سلام
    چند وقتی هست که ایمیل‌های شما رو دریافت می‌کنم و مقالاتی که منتشر می‌کنید رو مطالعه می‌کنم.
    با مطالعه این آخرین مطلبتون ، تصمیم گرفتم موضوعی رو که چند وقتی هست می‌خوام خدمتتون مطرح کنم رو عرض کنم.
    *
    اجازه بدید که ابتدائاً یه معرفی بسیار بسیار مختصر از خودم داشته باشم و بگم که چرا عضو پنل ایمیلی شما هستم.
    بدون هیچ روده درازی‌ای خدمت شما عرض می‌کنم که من هیچ تخصصی در برنامه‌نویسی ندارم ولی سالهاست که تمام فکر و ذکرم ، درگیر بحثهای مربوط به برنامه‌نویسی هست … ولی هیچ وقت (بنا به دلایل کاملاً شخصی) سراغ برنامه‌نویسی نرفتم (البته بعضی وقتها با خودم میگم که شاید اشتباه کرده باشم که نرفتم).
    عارضم که به صورت کاملاً شخصی ، سالهاست (شاید بیشتر از ده ساله) که مشغول مطالعه علوم داده کاوی هستم … بیشتر ، الگوریتم میخونم و به فکر کاربردهای داده کاوی در مسائل مدیریتی هستم ، چون رشتم تحصیلی من مدیریت بوده.
    خیلی ایده‌های مختلف داشتم و هنوز هم دارم (به نوعی شبیه به صحبت‌های دوستمون که در ویس اول بود) و هر چند وقت یکبار ، نمونه‌هایی از ایده‌هام رو نوعاً در مقالات می‌بینم ، البته ایده‌هایی هم در سطح کد و پیاده‌سازی دارم.
    ولی به دلایلی که به نظرم عمده‌ترین و مهم‌ترینش ، همین نبود مهارت برنامه‌نویسی بوده ، هیچوقت هیچ کاری نکردم …
    *
    یکی از اصلی‌ترین دلایلی که در پنل ایمیلی شما وارد شدم ، این بود که با مواجه با اولین ایمیلی که از شما دیدیم ، دفعتاً استنباط کردم که با مطالب شما شاید بتونم یه مسیری رو در این مسائل ، شروع کنم …
    اجازه بدید مطلب اصلی‌ای که می‌خواستم خدمتتون بگم رو عرض کنم ؛
    به نظرم در نوشته‌هاتون ، به “راهکار” یا “راه حل” خاصی اشاره نمی‌کنید. شاید با نگارش مطالب ، قصدتون این هست که دوره‌ها و محصولاتتون رو اطلاع‌رسانی کنید … ولی عرض من این هست که شخصی مثل من که احتمالاً دنبال راهکار یا مسیری هست که “”شاید”” بتونه بعد از سالها مسیری برای “”پیاده‌سازی ایده‌هاش”” پیدا کنه رو اقناع نمی‌کنه.
    به هر تقدیر آرزوی سلامتی و موفقیت براتون دارم.

    پاسخ
  2. پریسا
    پریسا گفته:

    مقاله بسیار بسیار خوب و کاربردی بود , واقعا دستتون درد نکنه . به من که تازه اول دبیرستان هستم یکی از اهدافم این بود که در دانشگاه در یکی از رشته های مربوط به کامپیوتر تحصیل کنم خیلی کمک کرد

    پاسخ
  3. Bita
    Bita گفته:

    با سلام و تشکر بابت مقاله خوبتون.عالیییی بود…دقیقا دغدغه منم همینه چون قراره سال بعد کنکور بدم رشته ام کامپیوتره.می خوام نرم افزار بخونم چون عاشق برنامه نویسی ام.. می خوام به هدفم که برنامه نویس شدنه برسم. ولی دقیقا نمی دونم چه راهی درسته و منو به هدفم می رسونه؟؟؟

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *