پروژه برنامه نویسی

چرا باید موازی با آموزش برنامه نویسی، پروژه برنامه نویسی بگیریم؟

برای گرفتن تولید نرم افزار و پروژه برنامه نویسی چکار باید کرد ؟

چشاتو ببند و تصور کن که برنامه نویس هستی یا اینکه آماده برنامه نویس شدن!

می نشینی توی خانه روی همان صندلی مبارکت پای کامپیوتر مثل یک ربات کار می کنی و کد میزنی…

برنامه های مختلف می سازی از نرم افزار رستوران گرفته تــا نرم افزار حسابداری…

از هر کدام حداقل یک ” پروژه نسخه آلفا ” در آرشیوت داری.

( این آرشیو را فقط در یک صورت می تواند به تو کمک کنم که جلوتر می گویم).

تو ۲۴ ساعته Non Stop کد میزنی.

در این حالت کوهی از قبض آب و برق و گاز و هزینه های خورد و خوراک برای خودت یا خانواده ات ساخته می شود.

پس از مدتی هم یک کاسه به نام ” چه کنم چه کنم ” در دستت می گیری و اینور و آنور می روی…

این که منتظر بمانی تا پروژه ها با پای خودشان بیایند در خانه ات هیچ وقت اتفاق نمی افتد.

(این شرایط مثل این است که تو هیچ وقت عاشق نشده باشی اما منتظر بمانی تا معشوقه ات برایت نامه ای بفرستد.)

اما احتمالا ترجیح می دهی خودت بروی دنبال گرفتن پروژه برنامه نویسی!

و این دقیقا همان کاری است که باید انجام دهی!

پروژه برنامه نویسی گرفتن را قطعا از همان ابتدا یعنی زمانی که در حال آموزش دیدن هستی باید انجام دهی.

پروژه برنامه نویسی

اما چرا و به چه دلیل ؟

وقتی که در حال آموزش برنامه نویسی هستی. این زبان و آن زبان را یاد می گیری.

از این تکنولوژی به آن یکی تکنولوژی می روی .

با این کارها چیزی جز آنکه هر روز برای آموزش تشنه تر شوی و بیشتر حس کنی به آموزش نیاز داری عایدت نخواهد شد.

این نظرات  ایده آل گرایانه ” وقتی به برنامه نویسی مسلط شدم پروژه می گیرم ” را کنار بگذار.

و این مدل آموزش دیدن هیچ پایانی ندارد.

ولی آن روی سکه این است که پروژه نرم افزار تجاری گرفتن خود آموزش دیدن هم هست. چطوری ؟

واضح و روشن است که باعث می شود در برنامه نویسی ” ید طولی ” پیدا کنی.

شرط مسلط شدن به برنامه نویسی فقط رفتن در دل کار و چشیدن چالش های محیط واقعی کسب و کار است.

اینکه ” باید ها و نباید های مشتری ” را اجرا کنی از تو یک تولید کننده نرم افزار واقعی می سازد.

پروژه های جور واجور به سلیقه خودت ساختن برنامه نویس شدن تو را کامل نمی کند.

اما نکته مهمتر در گرفتن پروژه زودهنگام (در حین آموزش) این است که تجربه اتان در تجارت نرم افزار زیاد می شود .

اگر وقتی که در حال یادگیری برنامه نویسی هستی، پروژه برنامه نویسی هم بگیری آن موقع علاوه بر بالا رفتن تجربه ات در تجارت نرم افزار و برنامه نویسی ، اگر کارت را درست انجام دهی ” اعتبارت ” هم بالا می رود. (تاکید می کنم اگر کارت را درست انجام دهی )

به قول استاد بابک بهمنخواه بزرگ اعتبار یعنی پول.

با اعتباری که بدست می آوری آهسته آهسته شناخته می شوی.

کم کم مشتری هایت زیاد خواهند شد و یکهو به خودت می آیی و میبینی ”  برند تولید نرم افزار تجاری ” شده ای.

آن موقع یکی از کله گنده های برنامه نویسی و تولید نرم افزار به حساب می آیی.

خب حالا با همه این ها، از کجا پروژه بیاورم و کسی به من پروژه نمی دهد هم یک طرف دیگر ماجرا است !

اینکه فکر می کنی کسی به تو پروژه نمی دهد شاید از کمبود اعتماد به نفست آب بخورد اما در هر صورت فکر غلطی است.

چند راه برای گرفتن پروژه وجود دارد :

اولین راه خیلی ساده است . از یک وبسایت وطنی مثل پونیشا یا وب سایت معروف خارجی freelance و fiverr پروژه بگیری!

راه و چاه گرفتن پروژه در این سایت ها هم این است که منطقی قیمت بدهی و با کارفرما صادقانه برخورد کنی تا اعتبارت در سایت بالا برود.

این کار هیچ سختی ندارد.

راه دوم این است که از دنیای اطراف و عناصرش الهام بگیری ونبوغت را نشان دهی.

اینجا است که آن آرشیو به کارت می آید. هیچ وقت از این ناراحت نباش که ۱۰ تا نرم افزار ساخته ای هیچکدام به جایی نرسیده است.

مهم این است که قبل از دیگران به عنوان متخصص این کار ( تولید نرم افزار ) شناخته شوی.

کلاس، محل کار، مجالس مهمونی فامیل، دورهمی های دوستانه، فضاهای مجازی جاهایی هستند که تو در مورد نرم افزارهایت صحبت می کنی.

پروژه برنامه نویسی

بنابراین محصول نرم افزاری داشتن خیلی مهم است. حتی برای دیده شدن!

بگذار یک مثال برایت بزنم.

در جهان واقعی مردم میوه را از درختی می چینند که میوه داشته باشد یا میوه نداشته باشد ؟

قطعا درختی که میوه داشته باشد.

تو هم دقیقا مثل همان درخت هستی.

تا زمانی که محصول نرم افزاری در دستت نباشد نمی توانی خودت و توانایی هایت را ارائه دهی.

اما وقتی محصولاتت را دستت ببینند متوجه می شوند که یک خبرهایی هست و خودشان به سمت تو می آیند.

در راه سوم گاهی عناصر دنیای هستی خودشان به تو سفارش ساخت نرم افزار می دهند!

اگر در ابتدای راه هستی و نانوایی سر کوچه اتان از تو نرم افزار می خواهد به او نه نگو.

پیشنهادی را رد نکن. پیشنهادی که تو رد می کنی بازار رقیب را می سازد.

و خودت میدانی این چه معنی دارد.

در ضمن تو با این کار تعامل با مشتری واقعی را یاد خواهی گرفت. نیازهای مشتری واقعی را درک خواهی کرد.

و این راه را تا زمانی ادامه بده که به اندازه کافی معروف و ماهر شوی.

وقت ماهر و معروف شدی می توانی بگویی این پروژه خوب است و آن پروژه بد.

هشدار : برای این کارها به یک راهنما نیاز داری که مسیر را برای تو هموار کند.

اگر خطری وجود داشته باشد آن را با هم مهار کنید.

این راهنما کمک می کند تا برندت آسیب نبیند و اعتبار اجتماعی ات خراب نشود .

در راه چهارم  هر جایی که می روی باید گپی با مردم داشته باشی تا ببینی به نرم افزار نیاز دارند یا نه.

ناگفته نماند که این گپ و گفت و سوق دادن طرف مقابلت به استفاده از نرم افزار، به علوم دیگری غیر از علوم برنامه نویسی نیاز دارد.

این علوم به تو یاد می دهد چگونه این کار را انجام دهی.

اگر با ۱۰ نفر صحبت کنی در بدبینانه ترین حالت یک نفر از آن ها به تو پیشنهاد همکاری می دهد.

 

در راه پنجم که یکی دیگر از راه های ساده است این است که یک آگهی در دنیای مجازی مثل تلگرام و اینستاگرام منتشر کنی.

مثل عکس زیر:

پروژه برنامه نویسی

یک بار امتحان کن ببین چه جوابی خواهی گرفت.

هر کدام از این ۵ راه ها را تست کردی یادت نرود که موفقیتت مشروط به “اعتبار سازی” است.

اعتبار سازی در واقع ” طعمه صادقانه ” است. کاری می کند که مشتری ات به تو وفادار بماند.

میبینی که راه های شروع پروژه برنامه نویسی گرفتن خیلی آسان هستند.

هرچه باشد بهتر از هیچی نداشتن است.

اگر از بین این ۲ راه (خانه نشینی و پروژه گرفتن ) پیش رویت، راه دوم را انتخاب می کنی.

اتفاقی که بعد از چند سال ممکن است برایت بیفتد این شکلی است :

توجزء یک تیم برنامه نویسی هستی .

با استفاده از مکانیزم طبیعی ذهنت تحلیل پروژه را انجام داده ای و برنامه ات را هم نوشته ای.

آن را run می کنی.

چیزی که می بینی چیزی نیست به جز :

پیغام Build Success و Ready که به معنای سالم بودن کد است.

حتی اگر موقع تست نرم افزارت به Error بخوری به راحتی با خواندن مقاله ارور می توانی مشکلت را حل کنی.

برای یک برنامه نویس هیچ چیز شیرین تر از آن نیست که نرم افزارش را بدون باگ و ارور اجرا کند.

بین خودمان باشد آن موقع است که هنر و قدرتت را به رخ همه میکشی.

و نان بازوی خودت را می خوری.

یا یک جور دیگر هم می توانیم تصور کنیم …

در شرکت در اتاق کارت نشسته ای و در حالی که اعضای تیمت با تو مشورت می کنند.

مشتری پروژه چند میلیونی ات به مسئول روابط عمومی زنگ می زند و برای ” تنظیم قرارداد ” وقت ملاقات می خواهد.

پروژه برنامه نویسی

در حالت دیگر :

در شرکت در اتاق کارت نشسته ای مشتری آن پروژه چند میلیونی ات با گل و شیرینی زنگ در را می زند.

نه برای خواستگاری بلکه برای تشکر از نرم افزار خوبی که برایشان آماده کرده ای.

این شرایط یعنی فتح قله برنامه نویسی .مدیری که یک شرکت تولید نرم افزار با یک تیم چابک و خلاق دارد.

شما چه راهی را برای گرفتن پروژه برنامه نویسی پیشنهاد می کنید؟

6 پاسخ
  1. آمنه عساکره
    آمنه عساکره گفته:

    با سلام و احترام.
    خوندن مقالات شما چه حس خوبی میده ب آدم واقعا حس میکنم که هرچی زودتر برم پا برنامه نویسی چون با این کار حتما موفق میشم‌. علاقه مونو چند برابر میکنه. تشکر میکنم واقعا خیلی ممنون .

    پاسخ
  2. bita
    bita گفته:

    باسلام خدمت خانم شبر, برای یک برنامه نویس هیچ چیز شیرین تر از آن نیست که نرم افزارش را بدون باگ و ارور اجرا کند. واقعا با این حرفتون موافقم . بیشتر شب ها تا دیر وقت مشغول کدنویسی بودم ولی وقتی ارور برنامه رو رفع می کنی و برنامه اجرا میشه انگار خدا دنیارو بهت میده و میفهمی زحماتت بی نتیجه نیست. فقط ترسی که همیشه باهام بوده اینکه درآینده می تونم از عهده پروژه های بزرگ بر بیام یا نه؟؟؟ برای فتح قله برنامه نویسی همه تلاشمو میکنم. امیدوارم همیشه موفق باشید.

    پاسخ
  3. نازمحمد گری
    نازمحمد گری گفته:

    همانطور که سایر دوستان هم گفتند حس خوبی به آدم میده وقتی که این طور مقاله ها رو میخونیم/
    با تشکر از شما/

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *